
اسرائیل علیه ناصر؛ سه روایت از یک رویارویی تاریخی
جمال عبدالناصر یکی از کاریزماتیکترین و اثرگذارترین رهبران جهان عرب در قرن بیستم بود؛ رهبری که بازخوانی تقابلش با اسرائیل هنوز میتواند درسآموز باشد.

جمال عبدالناصر یکی از کاریزماتیکترین و اثرگذارترین رهبران جهان عرب در قرن بیستم بود؛ رهبری که بازخوانی تقابلش با اسرائیل هنوز میتواند درسآموز باشد.

با آغاز مدیریت دکتر برات کریمی، مجموعهای از اقدامات اصلاحی با تمرکز بر سه محور «کنترل ناترازی»، «افزایش بهرهوری داراییها» و «اصلاح ترکیب منابع و مصارف» در دستور کار قرار گرفت.

در تاریخ ملتها، لحظاتی وجود دارد که اهمیت آنها نه در خودِ رویداد، بلکه در پیامدهای آن برای آینده کشور نهفته است. درگذشت و آیین تشییع آیتالله سید علی خامنهای را نیز باید از همین منظر تحلیل کرد. این رخداد، صرفاً پایان حیات سیاسی یکی از اثرگذارترین شخصیتهای جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای است که در آن، ظرفیت ساختار سیاسی ایران برای حفظ ثبات، انتقال اقتدار و مدیریت محیط امنیتی منطقه به آزمون گذاشته میشود.

سرزمین ایران، بیش از آنکه بر منابع و معادنش تکیه داشته باشد، بر ظرفیت بیپایان مردمانی استوار است که میتوانند ثروت نهفته در دل این خاک را به عزت، آبادانی و آینده روشن بدل کنند.

در اقتصاد ایران کمتر مدیری را میتوان یافت که همزمان با اجرای اصلاحات ساختاری، از موج تخریبهای رسانهای فیکنیوزها نیز در امان مانده باشد. هر جا منافعی به خطر بیفتد، معمولاً نخستین واکنش، نه در اتاقهای هیئتمدیره، بلکه در برخی شبهرسانهها و فیکنیورها دیده میشود.

شرایط پسا توافق میتواند آغاز دورهای جدید برای صنعت روانکار کشور باشد؛ دورهای که در آن توسعه زیرساختها، افزایش ظرفیتهای تولید و حرکت به سمت خلق ارزش افزوده بیشتر، اهمیت ویژهای پیدا میکند.

آنچه این ملت را استوار نگاه داشت، صرفاً تجهیزات و محاسبات مادی نبود؛ بلکه نیرویی بود فراتر از چارچوبهای متعارف قدرت؛ نیرویی که از فرهنگ عاشورا سرچشمه میگیرد و در جان انسانها امید، استقامت و معنا میدمد. این همان سرمایهای است که در بزنگاههای تاریخی، حقیقت و کارآمدی خود را آشکار میسازد.

به دنبال درمانهای جدید آندومتریوز؛ دانشمندان سبک زندگی ضدالتهابی را در کانون توجه قرار دادند.

چرا شخصیتی مانند علی بن ابیطالب تا این اندازه در مرکز حافظه تمدن اسلامی قرار گرفته است؟

اختلاف نظر در میان کشورها امری کاملا طبیعی بوده و مذاکره برای یافتن راه حل میانی است. هنر دیپلماسی یافتن این راه است وگرنه اصرار بر مواضع هنر نبوده و حاصلی نخواهد داشت.




