دسته بندی:یادداشت‌ها

بخت یا تدبیر در تاریخ معاصر ایران؟

در سیاست، همیشه همه‌چیز حاصل برنامه‌ریزی نیست. گاهی یک اتفاق غیرمنتظره، مسیر کشورها را دگرگون می‌کند؛ گاهی یک بحران جهانی سرنوشت دولت‌ها را رقم می‌زند.

ایران میان اقتدار گرایی شرق و غرب

ایران وضعیت منحصربه‌فردی دارد: یک نظام دینی-اقتدارگرا با اقتصاد نفت‌محور و جامعه‌ای پویا و متصل به جهان مدرن. همین ترکیب باعث می‌شود که مسیر آینده‌اش، به ویژه تحت فشار نسل جوان و تحولات منطقه‌ای و جهانی، به‌سختی قابل پیش‌بینی باشد.

بازدارندگی از «شعار» تا «شاخص»

این مقاله چکیده ای از یک پژوهش و تحقیق علمی است که با نظارت و راهنمایی جمعی از اساتید محترم دانشگاه طراحی و اجرا شده است.

قانون، ستون فقرات هر جامعه‌ای است

قانون، ستون فقرات هر جامعه‌ای است. اما در ایران، مشکل اصلی نه در نبود قانون، بلکه در اجرا نشدن آن است. ما کشوری پرقانون هستیم، اما هر بار که به زندگی روزمره نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بسیاری از مصوبات یا روی کاغذ مانده یا تنها به‌صورت گزینشی اجرا می‌شود.

چرا ایران به رنسانس نیاز دارد؟

ایران معاصر با مشکلاتی چون انسداد سیاسی، تورم ساختاری، مهاجرت نخبگان، شکاف سنت و مدرنیته و محدودیت در تعامل بین‌المللی روبه‌روست. این شرایط یادآور بن‌بست‌های فکری اروپا پیش از رنسانس است؛ جایی که امکان شکوفایی استعدادهای انسانی محدود شده بود.

عوامل فروپاشی قدرت

مرگ سیاسی یک حاکم به معنای پایان واقعی و عملی نفوذ، اقتدار و مشروعیت او در عرصه سیاست است.

رسالت نقد در روزگار بی‌پاسخی

در نگاه نخست، این پرسش به ذهن می‌رسد: وقتی حاکمیت به انتقادها و هشدارهای جامعه بی‌اعتناست، چه ضرورتی دارد که ما باز هم مشکلات را تکرار کنیم و کمبودها را گوشزد نماییم؟ مگر نه این‌که تکرارِ بی‌اثر، تنها انرژی و امید را تحلیل می‌برد؟ پاسخ این پرسش در لایه‌های عمیق‌تر اجتماعی و فرهنگی ما و بارور ساختن فلسفه ی نقد نهفته است.

دکمه بازگشت به بالا