
بخت یا تدبیر در تاریخ معاصر ایران؟
در سیاست، همیشه همهچیز حاصل برنامهریزی نیست. گاهی یک اتفاق غیرمنتظره، مسیر کشورها را دگرگون میکند؛ گاهی یک بحران جهانی سرنوشت دولتها را رقم میزند.

در سیاست، همیشه همهچیز حاصل برنامهریزی نیست. گاهی یک اتفاق غیرمنتظره، مسیر کشورها را دگرگون میکند؛ گاهی یک بحران جهانی سرنوشت دولتها را رقم میزند.



ایران وضعیت منحصربهفردی دارد: یک نظام دینی-اقتدارگرا با اقتصاد نفتمحور و جامعهای پویا و متصل به جهان مدرن. همین ترکیب باعث میشود که مسیر آیندهاش، به ویژه تحت فشار نسل جوان و تحولات منطقهای و جهانی، بهسختی قابل پیشبینی باشد.


این مقاله چکیده ای از یک پژوهش و تحقیق علمی است که با نظارت و راهنمایی جمعی از اساتید محترم دانشگاه طراحی و اجرا شده است.





اخیراً سخنگوی دولت ایران اعلام کرده که جمهوری اسلامی پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا و برخی طرفهای اروپایی را داده، اما این پیشنهاد پذیرفته نشده است.



قانون، ستون فقرات هر جامعهای است. اما در ایران، مشکل اصلی نه در نبود قانون، بلکه در اجرا نشدن آن است. ما کشوری پرقانون هستیم، اما هر بار که به زندگی روزمره نگاه میکنیم، میبینیم بسیاری از مصوبات یا روی کاغذ مانده یا تنها بهصورت گزینشی اجرا میشود.




انسجام پیام داخلی و خارجی؛ نقد حملات اخیر هم به افکار عمومی داخل پاسخ میدهد و هم در سطح جهانی شنیده میشود.





ایران معاصر با مشکلاتی چون انسداد سیاسی، تورم ساختاری، مهاجرت نخبگان، شکاف سنت و مدرنیته و محدودیت در تعامل بینالمللی روبهروست. این شرایط یادآور بنبستهای فکری اروپا پیش از رنسانس است؛ جایی که امکان شکوفایی استعدادهای انسانی محدود شده بود.




مرگ سیاسی یک حاکم به معنای پایان واقعی و عملی نفوذ، اقتدار و مشروعیت او در عرصه سیاست است.





در نگاه نخست، این پرسش به ذهن میرسد: وقتی حاکمیت به انتقادها و هشدارهای جامعه بیاعتناست، چه ضرورتی دارد که ما باز هم مشکلات را تکرار کنیم و کمبودها را گوشزد نماییم؟ مگر نه اینکه تکرارِ بیاثر، تنها انرژی و امید را تحلیل میبرد؟ پاسخ این پرسش در لایههای عمیقتر اجتماعی و فرهنگی ما و بارور ساختن فلسفه ی نقد نهفته است.




آقای دکتر پزشکیان شما با شعار صداقت، عدالت و قانونمداری روی کار آمدی و وعده دادی که امید به مردم بازگردد، قانون بیتبعیض اجرا شود و فساد کاهش یابد.









